جمال الدين محمد الخوانساري
427
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وسلوك با مردم زيادة از اندازهء خود ، يا خفيف وخوار كردن خود بفسوق وطمع ومانند آنها . 9035 من طلب رضى اللَّه بسخط النّاس ردّ اللَّه ذامّه من النّاس حامدا . هر كه طلب كند خشنودى خدا را بخشم مردم ، بر گرداند خدا مذمّت كنندهء أو را ستايش كننده ، يعنى هر كه از براي رضاى خداى سبحانه وخشنودى أو كارى كند يا حرفى گويد كه مردم را از آن بخشم آورد ضررى باو از آن نرسد بلكه حقّ تعالى بسبب آن چنان كند كه مذمّت كنندهء أو برگردد از آن ومدح وستايش أو كند . 9036 من طلب رضى النّاس بسخط اللَّه ردّ اللَّه حامده من النّاس ذامّا . هر كه طلب كند خشنودى مردم را بخشم خدا ، برگرداند خدا ستايش كنندهء أو را از مردم مذمّت كننده ، اين بر عكس فقرهء سابقست . 9037 من أحبّنا فليعدّ للبلاء جلبابا . هر كه دوست دارد ما را پس آماده كند از براي بلا جلبابى ، « جلباب » بكسر جيم وسكون لام بمعنى پيراهنست يا جامهء كه آدمي بر خود پيچد ومراد اينست كه : دوستان ما را نمىشود كه بلائي نرسد از براي زيادتى اجر وثواب ايشان ، پس هر كه ما را دوست دارد مهيّا كند از براي بلا جلبابى كه في الجملة دفع بلا از أو كند كه آن پيراهن يا جامهء صبر وشكيبايى باشد ، وممكن است كه غرض بيان شدّت آن بلا باشد واين كه پيراهن يا جامهء كه مىپوشد از براي دفع ضرر سرما وگرما وغير آن دفع ضرر آن نكند پيراهن يا جامهء ديگر بايد از براي آن وچنان پيراهن يا جامه نيست چنانكه در فقرهء بعد فرمودهاند . 9038 من تولّانا فليلبس « 1 » للمحن اهابا .
--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « لبس الثوب ( كعلم ) لبسا ( بالضمّ ) استتر به وباقي المعاني متفرّع منه ( تا آخر گفتار أو ) » .